تبلیغات
✧♥ Fяozєη Giяl ♥✧ - 3
A Girl with a frozen world frozen heart and frozen eyes

3

چهارشنبه 25 دی 1392 10:25 ق.ظ

دخـتـر فـروزכּ:) ✧♥ Fяozєη Giяl jiηa ♥✧



سـلآم بچــه هآ !

کـآشکی شنـبه رو تـعطیل کـنن مـن شنـبه امتحـان آمـادگی دفـآعی دارم!

امــروز بعد از امـتحان توی حـیاط داشـتیم با دوسـتامون زر مـیزدیم !

مدرسه ی مـا هم راهنـمایی هم ابـتداییـش یه جـا هسـتن بـرای همین یه دیـوار

کـشیدن بـین راهنـمایی و اِبـتدایی .. مـن و نگـین داشتـیم با هم خـیلی جـدی

حـرف مـیزدیم و به ایـن دیـوار تکـیه داده بـودیم یـهویی یکـی از بچـه های ابـتدایی

دستـشو کـوبوند بـه دیـوار و سـآیه شو کـه من و نـگین دیدیم جـیغ زدیم!

هـرکی توی اون کـوچه بود صـدامونو شـنید!

حـآلا ما هم هـی زدیم بـه دیوار بـرای انـتقام از بچـه های فـسقـلی!

یـه ذره بچـه هسـتنا مـثلا !

بعــد داشتـیم دوبـآره به زر زدنـمون ادامه مـیدادیم کـه یـه گـربه اومده بـود

تو مـدرسه و من و نگـین هم نمـیدونسـتیم! بعـد یکـی از بچـه های کـلاس هفـتم

خـیلی آروم ( انـگار که مـیخواد گـربه رو بغـل کنه! ) گـفت : آخـی گربه رو نیگـاه!

بـعد من در حـال زر زدن یهـو به کـنار پـآم نگـاه کردم گـربه هه دویـد و منـم

چـنان جـیغی کـشیـدم کـه نگـینم از جـیغ من جـیغ کـشید!

کـلا روز بـه روز داره از آبـروم کـآستـه مـیشـه

شمـآ هم از ایـن سـوتی بـآزی هـاتون مـوقع تـرسیدن تعـریف کـنین!

راسـتی خـورشـید اربـاب فـقط 1 قـسمتش مـونده تـآ تمـومش کـنم ..

خـیلی قشنگـه هر قـسمتش مـنو بـه گـریه مـیندازه !

نـه اینکـه درام بـاشه ها ، نکـته های خـوبی داره!

مـن وقتی بچـه تر بـودم اصـلا سـر هیـچ فـیلم و کـارتونی گـریه نمـیکردم ..

تـازگـیا همـش :/

شمـا زیـاد سر فـیلما گـریـه مـیکنیـن ؟

بـرای اولـین بـار طـومارم کـوتاه بـود نـه ؟!






نـظـرآ ی یـخـی:) پـُسـت ثـآبت
دستـكـآری:) چهارشنبه 25 دی 1392 10:51 ق.ظ