تبلیغات
✧♥ Fяozєη Giяl ♥✧ - 1
A Girl with a frozen world frozen heart and frozen eyes

1

یکشنبه 22 دی 1392 10:39 ب.ظ

دخـتـر فـروزכּ:) ✧♥ Fяozєη Giяl jiηa ♥✧




سـلآم دوسـتآن !

مـرسی از آجی سنـا بـآبت قـآلب خـوجمـل :)

امـشب بـا دوسـتآم رفتـم بـیرون ! یعنـی انقـدر خـستم کـه دیگـه

الآن چـشمآم بـه زور مـیبیـنه ! مـن سـآعت 5 بـه دوسـتم ( سـتآیش ) زنگ زدم قـرار شد

تـا 20 دقـیقه بـه 6 حـآضـر شـیم گـفتیم حـآلا هـروقت آمـاده شـدیم زنگ مـیزنیم

بـه هم دیگـه ! از اون ور هـم اون یکـی دوسـتم نگـین زرتـی تـوی خـواب

نـآزشه :| زنگ زدم خـونـشون مـامـانش مـیگه نگـین کـپیده !

یعنـی مـیخواسـتم اون مـوقع بـرم نگـین رو در خـواب نـآزش شـهید

کـنم ! مـن دقیـقا سـر سـآعت 1 ربـع به 6 بـه ستـآیش زنـگ زدم

یهـو سـتآیش بـرداشت بـدون سـلآم یهـو گفـت ژینـا ، محـمد

( نـآم دوسـت پـسر سـتآیش مـی باشد ) خـونمـونه داره بـا مـامانم حـرف میزنـه!

بـعد هم قـطع کـرد ! کـلا سـتایش بـرای همـه بـیرون رفـتنـامون

1 سـآعت طـولش مـیداد ولـی اونمـوقع هـا اکـثرا مـن بـا نگـین بـودم

مـیرفتـیم مـیگشتـیم تـا جـناب سـتآیش خـان حـآضر شـن :|

ولـی امـروز نگـین خـان هم خـوابیده بـودن ! حـالا مـنم کـه حـاضر

شـده بـودم داشـت اعـصابم خـورد مـیشد !

نـنـه ی مـن هم تـازگیا یـاد گـرفته بـشینه پـشت لب تـابش :/

یعنـی داره اعـصابمو خـورد مـیکنه ! آخـه تـوی یـادگیری کـامپیوتر هم

خـعلی ضعـیفه ! مـنم اصـلا اعصـاب آمـوزش درست حـسابی نـدارم!

حـالا اون کـه دید مـن هنـوز بیـرون نـرفتم از فـرصت سو اسـتفاده کـرد

لـب تـآبش رو آورد گـفت فـیلتر شکـنم مـشکل داره درسـتش کن !

مـنم زنگ زدم دوسـت بـابام از اون پـرسیدم !

در عـین حـال بـا گوشـی نـنه ام بـه خـاطر اینکـه خـودم شـآرژ نـداشتم

بـه نگـین اس مـیدادم کـه بـبینم بـیدار شـده یـآ نـه !

حـآلا گـوشی مآمـان مـن هم از ایـن صـدا بـلند هـآست و وقـتی

خـودمونـم اس مـیدیم بـه یکی بـا یـه صـدای آزاردهـنده خـبرمـون مـیکنه!

حـآلا مـن دارم خـیلی جـدی بـا دوست بـآبام صحـبت مـیکنم

ایـن مـوبایـله هم کـه هـی صـدا مـیده و از اون ور هـم مـآمانم

داره یـواشکـی قـهقـه مـیخنده و مـنم بـه خـنده مـیندازه پشـت تلفـن!

کـلا مـن آبـروم جـلوی ایـن دوسـت بـآبـآم خـعلی مـیره !

یـه بـآر دیگـه هم اومـده بـود خـونمـون و داشـتیم نـاهـار مـیخوردیم ..

مـنم بـرنج تـو دهنم بـود بـعد روش هـم داشـتم نـوشـآبه مـیخوردم

بـعد یهـو چـشمم اُفـتـاد بـه نـنه ام کـه داره یواشـکی مـیخنده !

حـآلا مـنم خـنده ام گـرفت و نـوشابه و بـرنج هـمه از دهـنم مـنفجـر شـدن!

یـه جورایی بـآلا آوردم ! البـته اسـتفراغ جـدی نـه هـا !

مـثلا دیـدین دارین غـذا مـیخورین بـعد یهـو بـر مـیگرده یـه خـورده بـآلا مـیارین؟!

دقـیقا هـمین جـوری شـد ! کـلا مـن و مـامانم هـمیشه وقـتی اینو

مـی بینیم خـندمون مـیگیره ! البـته نه بـه خـود یـآرو !

خـب داشـتـم مـیگفتم بـعد مـن تلفـنو قطـع کـردم زنگ زدم نگـین

مـیگم مـیای بیرون ؟! مـیگه یـه جوش گـُنـده زدم نمـیتونم بـیام !

ضـد حـآل ! بـعد زنگ زدم سـتایش اونـم خـودشو لـوس مـیکنه مـیگـه

یـخورده صـبر کـن عشـقم خـونمونه و این حـرفا !

بـعد مـنم از روی نـاچـار بـه پـآرمیدا زنـگ زدم !

مـن و پـارمیدا کـلاس اول راهـنمایی یخـورده بـا هم صمـیمی بـودیم

گـرچـند مـن زیاد از دسـتش عـصبانی مـیشـدم !

بـعد دیگـه از هم جـدا شـدیم تـا امسـآل کـه نگـین و پـآرمیدا بـا هم

دوسـتای صمـیمی شـده بـودن اومـدن پـیش مـن و کـیآنا

و مـآ بـاهم دوسـت شدیم .. ( جـزئیات بـیشتر در آپ هـای بعدی مـیگم )

بـعد من و پـآرمیدا دوبـآره صمـیمی شدیم بـعد نـگین و پـارمیدا بـا هم قهـرن

کـه مـن توی دعـوای نـگین و پـارمیدا چـیزای زیـادی از پـارمیدا دیـدم

( کـه جـزئیات اونـم در آپ هـآی بـعدی )

کـه بـاعث شد رابطـمون سـردتر شه دوبـآره !

مـن امـروز بـهش زنـگ زدم گـفتم بـیاد بـیرون اونم اومد

بـعـد تـقریبا 20 دقـیقا مـنو بـرد تـا ته کـوچه گـفت بـآبام دسـتشویی داره

و ایـن حـرفا بـزار بـرم بهـش بگم اجـازه مـیده بـیشـتر بـمونم یـا نه ؟!

بـعد تـا ته کـوچه رفـتیم تـا رسـیدیم دم مـاشین گـفت بـاید خـداحافظی

کـنیم ! ( حـالا تـوی همـین حـال 2 تـا پسر زرشـک هم دنـبالمون )

بـعد پـارمیدا سـریع رفت داخـل مـاشین و آقا حـالا این پـسرا اُفـتادن

دنـبال مـن ! رفـتم سـوپری شـآرژ بـگیرم یـهو قـیافه ی زشـت اینا رو مـی بینم!

بـعد اومـدم بـیرون سـریع پـیچـیدم تـوی کـوچه ی خـودمون و تـا سر خـونمون دویدم

تـا نـبیـننم! آخه دیگـه مـیخواسـتم بـرم خـونه و..

بـعد تـا زنگ خـونه رو زدم سـتایش زنـگ زد گـفت مـیاد بیـرون

بـعد تو راه کـه داشـتم مـیرفتم دنـبال سـتایش یـه کـوتوله

اومد جـلوم گـفت شمـآره مـیخواِی ؟! یعـنی شانـس مـا هم 0 !

اگـه شـما شهـر مـا یعـنی فـردیس رو بـشناسین و اومـده بـاشین قـبلا

توش مـیدونـین کـه چ محـیطیه ! یعـنی آدم نمـیتونه نـفس بکـشه!

یـه بـآر دیگـه هم 2 نـفر دیگه دنـبالمون اُفـتآده بـودن ک شـبیه

نـون خـُشـکی بـودن! یـه بـآرم یـه دیوونه بـا چـوب اُفـتاده بـود دنـبال

مـن و سـتایش !

+ شـما هـم از ایـن قضـیه هـاتون رو تـعریف کـنین !

+ احـساس مـیکنم واقـعا زیـاد زر زدم نـه ؟!





نـظـرآ ی یـخـی:) پـُسـت ثـآبت
دستـكـآری:) یکشنبه 13 بهمن 1392 11:06 ب.ظ